یه نوشته ی خوب از یه استاد خوب

موفقیت چقدر موفق است؟
وقتی که عشق جای جاه طلبی را بگیرد، حقیقت به طور خودکار جای موفقیت را خواهد گرفت. وقتی که موفقیت تنها ارزش زندگی باشد، حقیقت نمی تواند وجود داشته باشد.
آن اهمیت اساسی که به موفقیت داده شده، واقعاً حقیقت را کشته است.
نه، موفق شدن تنها چیزی نیست که در زندگی وجود دارد. صرفاً موفق بودن به خودی خودش ارزشی ندارد. موفق شدن در یک امر خیر بسیار باارزش تر و شرافتمندانه تر از این است که در امری خطا موفق باشیم.
موفق نبودن در عشق بهتر است از اینکه در یک رقابت موفق شویم.
آیا باارزش تر این نیست که در دیانت ناموفق باشیم تا اینکه در انباشتن ثروت موفق باشیم؟
من ارزش زندگی را فقط در موفقیت نمی بینم.
من ارزش زندگی را در حقیقت، در خیر و در زیبایی می بینم. ولی تا زمانی که تنها مقیاس ما موفقیت باشد، روح انسان نمی تواند به سمت حقیقت، خیر و زیبایی حرکت کند.
برای غالب شدن حقیقت، خیر و زیبایی، حتی شکست خوردن نیز در زندگی جایگاه خودش را دارد. انسان باید قادر باشد تا ببیند که در این جهت، حتی شکست نیز شرافت دارد. به خاطر حقیقت شکست خوردن نیز یک پیروزی است، زیرا با این شهامت که
حتی به خاطر حقیقت، شکست را پذیرا باشی، روحت تقویت می شود و قادر خواهی بود آن
اوج ها و قله هایی را که با نور خداوند می درخشند لمس کنی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *